|
حدود ۵۰ سال قبل در ایران، از متن و بطن اردوگاه چپ ایرانی، جوانی ۲۵ ساله به نام حمید اشرف، به طرح این مدعا پرداخت که حکومت پهلوی دوم، حکومتی مبتنی بر تروریسم است، بنابراین، التزام به مشی تروریستی در مقابل چنین حکومتی، سزا و رواست. حمید اشرف در ۳۰ سالهگی، طی یک نبرد مسلحانه با نیروهای انتظامی حکومت پهلوی، کشته شد. او به عنوان یکی از اعضای “سازمان چریکهای فدایی خلق”، دارای مواضع و اعتقادات سیاسی آشکار و مشخصی بود. 48 پس از حمید اشرف، حمید کورکور بدون هیچگونه جایگاه و پایگاه مشخصی در عرصهی سیاست، اقدام به مبارزه مسلحانه علیه حکومت کرد، و در نهایت، طی یک نبرد مسلحانه با نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی، به زندگی خود پایان داد. بخشی از اپوزیسیون انقلابیِ حکومت پهلوی، حمید اشرف را بر مسند “قهرمان خلق” نشاندند و در صور این مدعا دمیدند که حکومت پهلوی در کارِ کشتار جوانان ایران است. آن جماعت، از این منظر به دفاع از مشی تروریستی حمید اشرف پرداختند که حکومت وقت تمام درهای فعالیت سیاسی را به روی مخالفان خود بسته، و در چنین شرایطی، «تنها ره رهایی جنگ مسلحانه» است. پس از ۴۸ سال، نمایش حمید اشرف بر صحنهی سیاست در ایران تکرار شد؛ اینبار با بازیگرای به نام حمید اشرف. اپوزیسیون انقلابیِ جمهوری اسلامی، پس از ۴۸ سال، هنوز از دوران و میدانِ انقلابهای کلاسیکِ مبتنی بر مشی چریکی و محاصرهی شهرها از روستاها و پیوند سیاهکل و سیرامائسترا خارج نشده است. در دههی ۵۰ چریکهای فدایی خلق در صور این مدعا دمیدند که ایران را بدل به کوبا کرده و با شاه همان میکنیم که چگوارا و کاسترو با باتیستا کردند. چند سال بعد، با وقوع انقلاب۵۷ در ایران، رفقا در نخستین مناقشه بر سر “تقسیم قدرت”، در مقابل حکومتِ مستقر، از “فدائیان خلق” بدل به “سربداران” شدند، اسلحه به دست گرفتند و راهی جنگلهای آمل شده تا از آنجا با خمینی همان کنند که چگوارا و کاسترو با باتیستا کرده بودند. در همان دوران و در همان میدان، برادران “مجاهد خلق” نیز که تا چند سال قبل، در راستای دریافت تاییدهی “کمونیست بودن”، دست تمنا به سوی حمید اشرف دراز کرده بودند، بار دیگر در مواجهه با حکومت، اسلحه به دست گرفته و گفتند ایران را بدل به لبنان میکنیم. امروز نیز اپوزیسیون انقلابی تمامی سرمایه اعتبار خود را به حراج گذاشته، تا با پولِ آن، در بازار تروریسم حمید اشرفای خریداری کرده و ایران را بدل به سوریه و یمن کند. اما، همانگونه که اشاره شد، حمید اشرف تروریستای بود با جایگاه و پایگاه سیاسی کاملاً مشخص، به همان نسبت که ابومحمد الجولانی چنین بود، در حالی که امثال حمید کورکور تروریستهایی هستند که نه جایگاه و پایگاه سیاسی مشخصی دارند، نه توان و امکانِ تبدیل ایران به سوریه و یمن. فرجام محتوم چنین شرایطی، قرار گرفتن جامعهی ایران میان استمرار جمهوری اسلامی یا بازگشت به نمایش آفتبارِ حمید اشرف بر صحنهی تروریسم با بازیِ بازیگرانی غیرسیاسی چون حمید کورکور است. از این منظر، اپوزیسیون انقلابی در این دوران، در همان دامی گرفتار شده که جمهوری اسلامی سالها قبل، چریکهای فدایی خلق و حزب توده و سازمان مجاهدین خلق را به آن دام کشاند؛ دامِ مشی تروریستی، که براساس آن، جامعه در شرایط چنین “انتخابی” قرار گیرد: استمرار حکومت مستقر یا براندازیِ مبتنی بر تروریسم. نه تنها تجربهی تاریخی، بلکه شرایط کنونی حاکم بر جامعهی ایران، شاهدِ عادلِ این مدعاست که فرجام اتخاذ مشی مذکور از جانب اپوزیسیون انقلابی، چیزی جز استمرار حکومت مستقر نخواهد بود. اپوزیسیون انقلابی، سالها بعد خواهد فهمید که «لایو اینستاگرام» حمید کورکور و بازپخش مکرر آن از جانب اپوزیسیون انقلابی، مائدهای آسمانی بود بر خوان استمرار و استحکام جمهوری اسلامی در ایران.
|









دیدگاهتان را بنویسید