| این دل اگرچه با تو به معراج رفته بود
بی تو تمام عمر به تاراج رفته بود چون قایق شکسته به سودای ساحلات تنها به سوی سیلی ِ امواج رفته بود چون فیل هرکه به سویاش روانه شد تنها برای قیمت ِ آن عاج رفته بود … روزی رسیدی از ره یاری و یاوری کز کویات آن دل ِ محتاج رفته بود … حق ماند و دار و داوری اندر دیار ما وقتی ز یاد و خاطره، حلاج رفته بود گم گشتهام درون خودم همچو آن تبر وقتی به فکر غربت ِ یک کاج رفته بود
|



دیدگاهتان را بنویسید