|
سال ۱۳۸۹ همزمان با اوجگیری حرکت جمهوری اسلامی به وادی ناسیونالیسم، در میدان و در دورانی که از یک سو، “منشور کورش” در دستان احمدینژاد و مشایی قرار گرفت، و از دیگر سو، تصاویری از سجده و طواف ایرانیان در پاسارگارد منتشر شد، مقالهای نوشتم ذیل عنوان “تعویض قبله”. در آن مقاله بر این مسئله تاکید کردم که اهل ایدئولوژی، در ساحت معانی، اهالی یک قبیلهاند با مبانیِ مشترک و مشابه، اگرچه در ظاهر، ساترِ آن نوع اشتراک و تشابه باشند. لغزش در بستر زیست ایدوئولوژیک از “اسلام” به ناسیونالیسم، و تبدیل پاسارگارد به “مسجدِ کورش”، شاهد عادل این مدعاست که در قبلیهی اهل ایدئولوژی، تعویض نوعِ پرستش و لون قبله، مقبول و ممکن، اما وصول به عدول از اصول قبیله، ممتنع است. روشنفکر مولود و مخلوق “نظام مقدس”، دیروز در صور این مدعا میدمید که با یک “نعرهی حیدری” از جانب “ما”، “جهود جماعت” بر اساس هراس “واجب التعویض التنبان” میشود. اما، هماو، امروز نشسته بر همان منبر، بر پای چوبین چنین مدعایی در مواجهه با “دشمن” برمیخیزد، که به علت التزام به “دموکراسی” با یک “نعرهی حیدری” باعث وجوب “تعویض تنبان دشمن” نشدیم. و این یعنی، در مواجهه با همان “دشمن”، هیچکس چون “ما”، هر لحظه “واجب التعویض التنبان” نبوده و نیست. حضرات در دریای سیاست، از بیم موج و گردابهای مدام حائل، خود را نشسته در زورقی شکسته میبینند روان سوی خسران و زیان. در چنین شرایطی، هر لحظه باید به تعویض جهت بادبان بپردازند؛ بادبانِ اینبار دریده در “طوفان الاقصی”. دکتر رائفیپور به عنوان یکی از ملوانان این سفینهی دریده بادبان، در این میدان و در این دوران، چارهای جز این نخواهد داشت که تنبان خود را بدل به بادبانی جدید برای این سفینه کند. حضرتاش در راستای ستر عورتِ ایدئولوژی ویرانگر خود، تا اطلاع ثانوی، گریز و گزیری از هر لحظه مواجهه با “وجوب تعویض تنبان” نخواهد داشت. فرآوردهی محتوم سیاست مبتنی بر “تعویض تنبان”، در بهترین حال، چیزی جز دولت پزشکیان نخواهد بود؛ دولتای که در حال ادارهی کشور است با “نعرهی حیدری”؛ نعرههایی برای شنیده نشدن صدایِ دریدهگی و تعویضِ تنبانِ ایدئولوژی حضرات.
|









دیدگاهتان را بنویسید