|
روزی که پرستو صالحی به عنوان یکی از سلبریتیهای خزیده در بستر اپوزیسیون انقلابی، نیروهای نظام سیاسی مستقر را حوالت داد به “اعدام با درختان خیابان ولیعصر” در “فردای آزاد ایران”، جماعت انقلابی، شهامت و شجاعت او را ستودند و گفتند ای کاش دیگر هنرمندان نیز چون او بودند. دو سال پس از آن ماجرا، پرستو احمدی در ایران، حجاب از صدا و سیمای خود برگرفت، و در کنسرتی غیر رسمی و بدون حضور مردم، به اجرای موسیقی پرداخت. در اینجا، نه وعدهای برای اعدام دیگران و آویزان کردن ایشان از “درختان خیابان ولیعصر” در میان بود، نه نعرههای ایدئولوژیک از حنجرهی اپوزیسیون انقلابی، بلکه، فقط نغمهی پرستو بود بر شاخسار موسیقی. اما در این میدان و در این دوران، عدهای پرستو احمدی را، مستقیم و غیرمستقیم، “پرستوی رژیم” دانستند، و در صور اینگونه اتهامات و مدعیات دمیدند که “کارِ خودشان است تا فشارها را از حکومت بردارند”، “اصلاً مشکل ما با حکومت کنسرت و حجاب نیست” و… همانگونه که پیش از این، بارها گفته و نوشتهام، علاوه بر مشی نظام سیاسی حاکم، بزرگترین خطر برای ایران و ایرانیان، وجود منحوس “اپوزیسیون غیر سیاسی” در عرصهی سیاست ایران است. حضرات، در حالی بر منبر رسانههای دارای مخاطبین میلیونی نشسته، و دهان به “تحلیل سیاسی” (کذا) میگشایند که از فهم و درک و دریافتِ ابتداییات “سیاست” نیز بینصیب و عاجزند. کسی چون پرستو احمدی، نیروی “سیاسی” نبوده و نیست، بر این اساس، هرگونه کنش و واکنش از جانب او (تا اطلاع ثانوی و از همین نوع) که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تاثیری در عرصهی سیاست داشته باشد را نمیتوان و نباید از منظرِ “عاملیت سیاسی”، ارزیابی کرد. بر سبیل تمثیل، اگر نظام سیاسی حاکم، اعلام کند که تمام مردم باید لباس قرمز بپوشند، اما عدهای لباسی غیر از قرمز بپوشند، نمیتوانیم و نباید رفتار همهی این افراد را لزوماً واکنشی “سیاسی” بدانیم، و رفتار همهی ایشان را از منظر “عاملیت سیاسی” ارزیابی کنیم. در اینجا، رفتار کسانی که دارای “عاملیت سیاسی” نیستند را تتها میتوان و باید از منظر تاثیرات بر عرصهی سیاست ارزیابی کرد، نه از منظر به رسمیت شناختن نقش و جایگاه آن افراد به عنوان “نیروهای سیاسی”. به مثالی دیگر توجه کنیم. حکومت اعلام میکند در مصرف گاز صرفهجویی کنید. در اینجا عدهای (گروه الف) چون این خواستهی حکومت را خوش ندارند، صرفهجویی نمیکنند. اما عدهای دیگر (گروه ب) به این علت صرفهجویی نمیکنند که این رفتار باعث براندازی آن حکومت، و تاسیس و تشکیل حکومت مورد نظر خودشان شود. در اینجا، گروه “الف” دارای “عاملیت سیاسی” نیستند، و رفتارشان را تنها از منظر تاثیر بر عرصهی سیاست میتوان ارزیابی کرد، اما گروه “ب” دارای “عاملیت سیاسی” هستند و مبنای ارزیابی رفتار ایشان نمیتواند و نباید چیزی جز موازین و معاییر مبتنی بر “نتیجهگرایی ابطالپذیر” در عرصهی سیاست باشد. بر این اساس، ورای اتهام بیاساسِ “پرستوی رژیم” بودن، رفتار پرستو صالحی را میتوان و باید از منظر مبانی گروه “ب”، و رفتار پرستو احمدی را میتوان و باید از منظر مبانی گروه “الف” ارزیابی کرد. با توجه به این نکته، بر زمین واقعیات ملموس و مشهود، اگر امیدی به پرواز ایران و ایرانیان در آسمان آبادی و آزادی، در میان باشد، این پرواز با بالهای پرستو احمدی ممکن و مطلوب خواهد بود، نه با بالهای کسانی چون پرستو صالحی…
|









دیدگاهتان را بنویسید