|
«دلیلی ندارد که اگر کسی امروز شهسوار و نمایندهی ولایتای در مجلس[عوام] است، و فردا از جملهی اعیان و عضو مجلس اعلا میشود، در نتیجه، عاقلتر از گذشته شده باشد.» توماس هابز / بهیموت … بر زمین واقعیات ملموس و مشهود، جاای و گاهای با انسانای مواجهایم که از توان و امکان رشد عقلانی برخوردار نیست، و جاای و گاهای با انسانای مواجهایم که از این توان و امکان برخوردار هست اما این نوع رشد در راستای مصلحت و منفعتاش نیست. حامیان و هواداران نظام سیاسی مستقر در ایران، خارج از شعاعِ دو نمونهی مذکور نیستند؛ یا از توان و امکان رشد عقلانی برخوردار نیستند، یا این نوع رشد را قرین صلاح و نفع خود نمیدانند. در این روزها، نمونهی آشکار این مدعا، ماجرای حملهی نظامی اسرائیل به سوریه است. جماعت مذکور، از نخستین لحظات پس از آن واقعه، یکصدا در صور مدعیاتای از این نوع و لون میدمند که «دیدید که مشکل فقط اسرائیل است، مگر حکومت جولانی در سوریه غنیسازی اورانیوم انجام داده و موشکهای کذا و کذا ساخته بود که مورد حملهی اسرائیل قرار گرفت؟» فرجام محتوم این سطح از درک و فهم و دریافت مسائل و وقایع در عرصهی سیاست، چه میتواند باشد جز وضعیت کنونی ایران؟ حضرات با این سطح از فهم و درک و دریافت، و با این میزان بهرهمندی از عقلانیت، 46 سال بر مسند مسئولیت مدیریت کشورای چون ایران نشستهاند، یا هم ایشان را بر مسند استادی در دانشگاههای ایران نشاندهاند. این نوع مدعیات، و این نوع مواجهه با واقعیات، طریق معروف و عادت مألوف و سنت سیئهی حضرات است. همایشان و اسلافشان، در دوران 53 سالهی حکومت پهلوی نیز، با ذهنای علیل، سالک همین سبیل بودند. در آن دوران و در آن میدان نیز، حضرات در مواجهه با اقیانوس وقایع تاریخی، سبوی سفاهت را لبریز از این مدعای آلوده به بلاهت کرده بودند که «حکومت پهلوی دیکتاتور است.» (کذا) بر این اساس، شما هر بخش از آن اقیانوس را به ایشان ارائه میکردید، مدعایشان جز این نبود که «نه! کل اقیانوس در سبوی ماست و هرچه بگویید و نشان دهید چیزی نیست جز تولیدات ایدئولوژیک امپریالیسم و سگهای زنجیریاش.» در چنین شرایطی بود که حضرات از متن و بطن تروریستیترین نوع فرآیند نظریِات چپگرایانه و اسلامگرایانه، تیغ جهل از نیام جنون علیه ایران و ایرانیان برون میکشیدند و در توجیه اقدامات خود چیزای جز همان سبوی سفاهت در دست نداشتند. این جماعت، پس از 46 سال، هنوز در وادی رشد مبتنی بر عقلانیت، حتی یک قدم به پیش نگذاشتهاند. هنوز هم بر اساس همان نوع درک و فهم و دریافت مسائل و مباحث روزگار میگذرانند و روزگار ایران و ایرانیان را حوالت به هلاکت میدهند. همایشان، در زمانهی اکنون نیز، تصویر اسرائیل را در قاب «یگانه علت مشکل ایران» قرار داده و این قاب را بر دیوار هر نوع مدعاای در راستای منافع خود میچسابنند، تا خود را از دام مسئولیت برهانند. در ماجرای اخیر حملهی اسرائیل به سوریه، مدعای حضرات این است که «چون اسرائیل به یک کشور بیبهره از غنیسازی اورانیوم حمله کرده، بنابراین اثبات و توجیه میشود که متولیان حکومت در ایران، در کشاندن ایران و ایرانیان به معرکهی جنگ 12 روزه، هیچ نوع خطا و اشتباهای در بساط ندارند.» بر همان اساس که «چون شاه دیکتاتور بوده، اردوگاه انقلابیون بری از هر نوع خطا و اشتباه و جرم و جنایت بودهاند، یا اگر چنین کردهاند نیز علتالعلل و یگانه مسئول آن، شاه دیکتاتور بوده و بس.» همانگونه که اشاره شد، این نوع به دوش کشیدن انبان مغالطات مبتنی بر سفاهت و بلاهت، تنها به علت عدم توان و امکان رشد مبتنی بر عقلانیت نیست، در سوی دیگر ماجرا، بسیاری از این جماعت، این نوع رشد را در راستای مصالح و منافع خود نمیدانند، و چون چنین است، خود میدانند که با نجاستِ سفاهت وضو دارند و رو به قبلهی مغالطه «نماز» میگذارند. آیا میتوان باور کرد که استاد «دانشگاه مادر»، و متولیان دولت و مجلس، نمیدانند که بر زمین واقعیات ملموس و مشهود، اگر خفیفترین و ضعیفترین ارتباطای میان حملهی اخیر اسرائیل به سوریه، با «جنگ 12 روزه» وجود داشته باشد، آن «ارتباط»، کارکردای جز علیه مدعیات بنیادین ایشان ندارد. آیا نمیدانند که سیاست غلط حماس در ماجرای «طوفان الاقصی» و دفاع و حمایت تمام قد نظام جمهوری اسلامی از آن نوع حملهی حماس به اسرائیل، مسیرِ جولان جنایتکارای چون نتانیاهو را در میدان «جنگهای نامتوازن»، تا حداکثر ممکن، فراخ و هموار کرد. و در همین راستا، اسرائیل با اطمینان از اینکه، در میدان همان «جنگهای نامتوازن»، در مقابل کشتار مقامات ارشد نظامی جمهوری اسلامی، و تخریب زیرساختهای دفاعی و نظامی ایران، امکان دریافت پاسخای متوازن از جانب جمهوری اسلامی وجود ندارد، وارد میدان «جنگ 12 روزه» شد. در چنین شرایطی، نیروهاای که اسرائیل را وارد میدان این نوع جنگ کردهاند، باید به این پرسش پاسخ دهند که از چه توان و امکانای در راستای ممانعت از جولان بیشترِ نتانیاهو در این میدان برخوردار هستند؟ اسرائیل، همواره، پیش از ماجرای «طوفان الاقصی» از قابلیت ورود به میدان «جنگهای نامتوازن» در منطقه برخوردار بود. در چنین شرایطی، درایت و مهارت سیاسی از این قرار و بر این مدار بود که یا اسرائیل را وارد این میدان نکرد، با پیش از وارد کردن اسرائیل به این میدان، خود را از این توان و امکان برخوردار دانست که اسرائیل را با این «واقعیت» مواجه کنیم که چیزای به عنوان «جنگهای نامتوازن» وجود ندارد، و اگر وجود دارد اسرائیل پیروز در آن میدان نخواهد بود. اینگونه مدعیات مبتنی بر عوامفریبی که « اسرائیل را در میدان جنگ زمینگیر کردهایم»، جاای و پاای بر زمین واقعیات ملموس و مشهود ندارد. تجربهی «جنگ 12 روزه» نشان داد که نیروهاای که اسرائیل را وارد میدان آن نوع جنگها کردهاند، مسیر جولان اسرائیل در این میدان را تا حداکثر ممکن فراخ و هموار کردهاند، و حملهی اخیر اسرائیل به سوریه نیز معنا و مبناای جز استمرار جولان اسرائیل در میدان آن نوع جنگها ندارد. بنابراین، نیروهاای که با سیاستهای غلط و مبتنی بر خاماندیشیِ خود، در راستای حمله به سوریه، فرش قرمز پیش پای نتانیاهو افکندهاند، بلافاصله پس از آن حمله، در صور این مدعا میدمند که «حملهی اسرائیل به سوریه، اثبات سیاستهای دقیق و درست ما درباره اسرائیل است»، و این طرفه حکایتیست در این میدان و در این دوران. … یکی از مهمترین مخالفان تصمیم رئیسجمهور امریکا درباره لغو تحریمها علیه سوریه، بنیامین نتانیاهو بود. نخستوزیر اسرائیل رسماً ضمن اعلام مخالفت با لغو آن تحریمها از جانب امریکا، اعلام کرد سوریهی تحت سلطه و سیطرهی ابومحمد جولانی، از فضای ایجاد شده بر اثر لغو تحریمها در جهت اقداماتای چون «طوفان الاقصی» علیه اسرائیل استفاده خواهد کرد. اما علیرغم این دیدگاه نتانیاهو، دونالد ترامپ اقدام به لغو تحریمها علیه سوریه کرد. اما درگیریهای شدید نظامی میان حکومت سوریه با نیروهای دروزی، خصوصاً در مرزهای اسرائیل، در حالی باعث حملهی نظامی اخیر اسرائیل به سوریه شد که دیگر خبر و اثرای از حمایت ترامپ از حکومت سوریه وجود نداشت. این نوع عدم حمایت امریکا از سوریه را حضرات در ایران به معنای «فریب جولانی از جانب امریکا و عربستان» جلوه داده و به صورت برجسته مطرح میکنند. و در ادامه، در صور این مدعا میدمند که «با توجه به این نوع فریبکاریهای ترامپ، ما هم حق داریم که با امریکا مذاکره نکنیم و…» نخستین پاسخ به این نوع یاوهسراییها این است که مگر عرصهی سیاست عرصهی اعلام وفاداری و پایبندی مطلق به گفتهها و وعدههاست؟ بر همین اساس، اینکه رئیسجمهور امریکا از توان و امکان عملیِ فریبکاری و عدم پایبندی به وعدههای خود برخوردار است (به ادعای حضرات) معنا و مبناای جز قدرت و قوت دولت امریکا در عرصهی سیاست ندارد. و چون چنین است، پرسش از حضرات این است که آیا در مواجهه با چنین دولتای از این مایه توان و امکان برخوردار هستید که به حرکت در مسیر سیاستهای در جهت خلاف منافع امریکا در منطقه ادامه دهید؟ اگر خود را از این توان و امکان برخوردار میبینید، مطلقاً درهای مذاکرهی مستقیم و غیرمستقیم را با امریکا بسته و به حرکت در همان مسیر ادامه دهید. دو دیگر اینکه، نه تنها امریکا، بلکه، کشورهاای چون عربستان و ترکیه و قطر و… نیز پس از حملهی اخیر اسرائیل به سوریه، هیچگونه اقدام عملی در جهت حمایت از حکومت جولانی انجام ندادند و نخواهند داد، و این نیز به معنای «فریب جولانی» از جانب آن کشورها نیست. متولیان اصلی و رسمیِ عرصهی سیاست در این کشورها، علیرغم اعلام حمایت نظری و عملیِ پیشین خود از حکومت جولانی، این واقعیت را نادیده نمیگیرند که از توان و امکان مهار و توقف اسرائیل در میدان «جنگهای نامتوازن» در منطقه برخوردار نیستند. و چون چنین است، چارهای ندارند جز مهار و کنترل حکومت جولانی در زمینهی جولان نظامی در مرزهای سوریه با اسرائیل. به دیگر بیان، امثال بنسلمان و اردوغان و شیخ تمیم و… کاملاً دارای این اطلاع و آگاهی هستند که در زمانهی اکنون، در میدان مواجهه با اسرائیل، نمیتوان و نباید تمامی ماجرا به مدعیاتای چون «جنایتکار بودن نتانیاهو» تقلیل داد. ایشان میدانند که بر زمین واقعیات ملموس و مشهود، پس از ماجرای «طوفان الاقصی»، وجه بالقوهی ورود اسرائیل به میدان «جنگهای نامتوازن»، تا حداکثر ممکن به صورت بالفعل به نمایش درآمده است. در چنین شرایطی، پُرپیداست که اسرائیل دامنهی علتِ حملات به نیروهای مخالف خود در منطقه را به مواردای چون «غنیسازی اورانیوم» محدود نخواهد کرد. و چون چنین است، این مدعای حضرات در ایران که «حملهی اسرائیل به حکومت سوریه که به عنوان خطر هستهای مطرح نبوده، اثبات درستی سیاستهای ما درباره اسرائیل است»، مدعاای مطلقاً بیاعتبار است. نیروهاای که پس از 7 اکتبر 2023 اسرائیل را وارد میدان «جنگهای نامتوازن» کردند، باید از این مایه درایت و مهارت سیاسی بهره میبردند که توابع و توالی ورود اسرائیل به آن میدان، و هزینهی مواجههی نظامی با اسرائیل در میدان «جنگهای نامتوازن» را بر اساس واقعیات، ارزیابی کنند. اما حضرات در ایران، به این علت که از این مایه درایت و مهارت برخوردار نبوده و نیستند که به آن نوع ارزیابیها بپردازند، این روزها با عدم توجه به خورشید درخشان انواع واقعیتها، بر آناند تا توابع و توالی سیاستهای غلط خود را پشت ابرهای انواع و اقسام مغالطات و عوام فریبیها پنهان کنند. … اسلامگرایان انقلابی در ایران پس از بهمن 1357 نمایشگاهای از عملکرد خود طی حدود 46 سال در برابر جهانیان برپا کردهاند. این نمایشگاه، در ظاهر ماجرا، محصولات متفاوتای نسبت به نمایشگاه عملکرد این جماعت پیش از بهمن 1357 دارد، اما در متن و بطن واقعیت، و علیرغم این نوع تفاوت محصولات در ظاهر ماجرا، اسلامگرایان انقلابی پس از حدود نیمسده، در عرصهی سیاست، نتوانستهاند ریشههای اندیشهی خود را از خاک درک و فهم و دریافتهای خود پیش از بهمن 1357 جدا کنند. همانگونه که در ابتدای این وجیزه اشاره شد، علت این ماجرا علاوه بر عدم توانایی عقلانی و ذهنی، مصلحتگرایی و منفعتطلبی این جماعت نیز هست. بخشای از اهالی این اردوگاه، بر این نظر هستند که حرکت در مسیر فهم و درک و دریافتهای پیش از بهمن 1357 ورای ارزیابیهای مبتنی بر صدق و کذب، هنوز هم برایشان دارای کارکردهاای هست در راستای تضمین بقا در عرصهی حکومت. و چون چنین است، برای نمونه، به مخالفت ایدئولوژیک با اسرائیل، تا آنجا و آنگاه که آن نوع مخالفت بدل به عاملای در جهت تهدید بقایشان در عرصهی حکومت شود، میتوان و باید ادامه داد. این یک سوی ماجراست، اما در سوی دیگر همان ماجرا، نیروهاای در امریکا و اسرائیل وجود دارند که با همان چشمانای که نمایشگاه عملکرد 46 سالهی اسلامگرایان انقلابی در ایران را مشاهده میکنند، به تماشای فعالیت امثال ابومحمد جولانی در عرصهی حکومت میپردازند. نیروهای مذکور، از این منظر، مجال جولانای برای جولانی در میدان دههها فعالیت سیاسی تا قرار گرفتن در آستانهی «تهدید هستهای» فراهم نخواهند کرد، چرا که، فرجام دههها حضور اسلامگرایان انقلابی در عرصهی حکومت را در ایران مشاهده میکنند. بر این اساس، نیروهاای که مسیر جولان اسرائیل در میدان «جنگهای نامتوازن» را فراخ و هموار کردند، باید بدانند که «جنگ 12 روزه» به معنای پایان جولان اسرائیل در آن میدان نیست. بر این اساس، حملهی اخیر اسرائیل به سوریه، در راستای جولان اسرائیل در میدان آن نوع جنگهاست؛ در روز سیزدهم.
|









دیدگاهتان را بنویسید