×
  • ترامپ در حدیبیه

  • کد نوشته: 1287
  • 26 اکتبر 2025
  • ترامپ در حدیبیه

    سخن‌گوی «جبهه‌ی اصلاحات» (کذا) اعلام کرده: «انقلابی‌های طغیان‌گر مخالف صلح حدیبیه بودند، اما پیامبر با پذیرش آن مسیر گشایش را باز کرد.»

    آذر منصوری، از ابتداییات تاریخ اسلام، و تاریخ الهیات سیاسی در اسلام، به همان میزان دارای آگاهی است که از مبادی و مبانی سیاست. اما، ورای این نکته، آیا «خواهر منصوری» از این میزان فهم و آگاهی نیز برخوردار نیست که بداند، در این دیار و در این دوران، هنوز کسان‌ای هستند که وقایع سیاسی مربوط به کم‌تر از سه دهه قبل را به یاد داشته باشند. حضرت‌اش که وقایع ۱۴۰۰ سال قبل را این‌گونه مبنای «استدلال» و استناد قرار می‌دهند، آیا نمی‌داند که اکابر و اعاظم اصلاح‌طلبان دوم خردادی، به عنوان «امریکاستیزترین» نیروها در تاریخ جمهوری اسلامی، پیش از این نیز، بارها، از جانب هسته‌ی مرکزی نظام، به عنوان جاده صاف‌کُنِ « صلح حدیبیه» به کار گرفته شدند.

    «خواهر منصوری» در راستای همین نوع نفهمیدن‌ها، از فهم این نکته‌ی بنیادین نیز غافل است که، او و سایر هم‌قطارانش، در زمان و زمانه و زمینه‌ای قرار گرفته‌اند که “صلح حدیبیه” برای‌شان نه “جام زهر”، بلکه، مصداق «شراباً طهورا»، و نه «مسیر گشایش»، بلکه، مصداق نوزایش است. اما در سوی دیگر ماجرا، آن‌که بیش و پیش از هرکس از این ماجرا آگاهی دارد، کس‌ای نیست جز دونالد ترامپ.

    ترامپ به خوبی می‌داند که از تمامی توانایی‌ها و امکانات دولت امریکا باید بهره‌برداری کُنَد تا مانع رسیدن جمهوری اسلامی به «صلح حدیبیه» شود.

    در دوران ریاست‌جمهوری محمد خاتمی، از جانب اصلاح‌طلبان دوم خردادی، چندین بار بحث توسل و تمسک به «صلح حدیبیه» در مواجهه با امریکا مطرح شد. در همان سال‌ها، آیت الله خامنه‌ای، در یک سخن‌رانی عمومی، اقدام به تفسیر و تأویل واقعه‌ی «صلح حدیبیه» کرد. او گفت: علت‌العلل این‌که مسلمانان، در مواجهه با کفار، حاضر به پذیرش «صلح حدیبیه» شدند، چیزی جز این نبوده که مسلمانان، در آن واقعه، از توانایی و امکانات نظامی و تسلیحاتی برخوردار نبودند. اما مسلمانان پس از «صلح با کفار و مشرکان»، آن‌جا و آن‌گاه که به توان و امکان نظامی و تسلیحاتی دست یافتند، با نزول «آیاتی» مواجه شدند مبنی بر وجوب جهاد و قتال با کفار و مشرکان.

    «خواهر منصوری» نمی‌داند که در این کشور، هنوز، کسان‌ای هستند، چون نگارنده‌ی این سطور، که مراد متولیان جمهوری اسلامی از «صلح حدیبیه» را فراموش نکرده‌اند. و در سوی دیگر ماجرا، کس‌ای چون دونالد ترامپ نیز به خوبی از مراد حضرات درباره آن نوع «صلح»، به آگاهی رسیده است.

    در چنین شرایطی، با وجود ترامپ، دیگر خبر و اثرای از «صلح حدیبیه» در کار نخواهد بود. مراد ترامپ از «صلح» چیزای جز این نیست که نظام جمهوری اسلامی به توان و امکانِ «فتح مکه» دست نیابد. ترامپ به خوبی می‌داند که در ظل و ذیل جمهوری اسلامی، اگرچه شعار «فتح مکه» از دهانِ «جبهه پایداری» خارج می‌شود، اما در سوی دیگر ماجرا، این «جبهه اصلاحات» است که می‌کوشد تا با توسل و تمسک به «صلح حدیبیه»، انجام عملیات «فتح مکه» را تا خروج ترامپ از کاخ سفید، حوالت به تعلیق و تأخیر دهد.

    «خواهر منصوری» می‌کوشد تا متولیان جمهوری اسلامی را بر مسند تاریخیِ پیامبر اسلام، و دولت امریکا را بر مسند تاریخیِ «کفار و مشرکان قریش» بنشاند، اما در عرصه‌ی واقعیات ملموس و مشهود تاریخی، این نوع قرینه‌گرایی دارای اعتبار و در خور اعتنا نیست. «کفار و مشرکان قریش» اگر در سال ششم هجری از وجود ترامپ بهره‌مند بودند، خبر و اثرای از صلح حدیبیه نبود، به همان نسبت که وجود ترامپ، امروز نیز مهم‌ترین مانع در مسیر تحقق رویای «صلح حدیبیه» برای کسان‌ای چون «خواهر منصوری» و سایر رفقا و شرکای ایشان در «جبهه اصلاحات» خواهد بود.


     

    در همین زمینه...

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *